19 فروردین وبلاگم 7 ساله میشه...
سلام به همه دوستان گلم ، سال نو مبارک
ممنونم از همه عزیزانی که تو این مدت که نبودم به یادم بودند و با کامنتهای پرمهرشون منو شرمنده کردند. واقعاً ممنونم.
با آرزوی بهترین ها برای شما در سال 90
قسمتی از ترانه ی رویای بی همتا تقدیم به شما:
رویای بی همتا
تموم حرف من اینه ، که رویای تو بی همتاست
همیشه حسم این بوده ، که قلبم با تو یک دریاست
پُر از دردم زمانی که زبونم بسته و قفله
پُر از شوق و غرورم وقتی که چشمام به تو گفته
به تو گفته دوسِت داره ، میخواد غرق شه توی چشمات
تو دنیات تا ابد باشه ، بمونه مرد رویاهات
S.M.T

یک غم ، به تنهایی برای نابودیِ هزاران نشاط کافی است.
"ژول ورن"
باید فراموشت کنم
آنقدر شکست خوردم تا چگونه شکست دادن را آموختم. "ناپلئون"
با سلام
برای این پست شعر زیبایی از مریم حیدرزاده رو انتخاب کرد. امیدوارم شما هم مثل من از خوندنش لذت ببرید.
نظرتون در مورد این شعر فراموش نشه.

باید فراموشت کنم
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم
من میتوانم میشود ، آرام تلقین میکنم
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت میکنم
با آن اتاق ِ خویش را بیهوده تزیین میکنم
سخت است اما میشود در نقش یک عاقل روم
شب نه دعایت میکنم نه صبح نفرین میکنم
حالم نه اصلاً خوب نیست تا بعد بهتر میشود
فکری برای این دلِ تنهای غمگین میکنم
من میپذیرم رفتهای و برنمیگردی همین
خود را برای درکِ این صدبار تحسین میکنم
از جنب و جوش افتادهام دیگر نمیگویم به خود
وقتی عروسی میکند ، آن میکنم این میکنم
خوابم نمیآید ولی از ترس ِ بیداری به زور
با لطفِ قرص ِ قدّ ِ نُقل یک خواب ِ رنگین میکنم
این درد ِ زرد ِ بیکسی بر شانه جا خوش کرده است
از روی ِ عادت دوستی با بار ِ سنگین میکنم
هر چه دعا کردم نشد شاید کسی آمین نگفت
حالا تقاضای دلی سرشار از آمین میکنم
نه اسب، نه باران، نه مرد، تنهایم و این دائمیست
اسب حقیقت را خودم با این نشان زین میکنم
یا میبرم، یا باز هم نقش شکستی تلخ را
در خاطرات سُرخ خود با رنج آذین میکنم
حالا نه تو مال منی ، نه خواستی سهمت شوم
این مشکل من بود و هست در عشق گلچین میکنم
کمکم ز یادم میروی این روزگار و رسم اوست
این جمله را با تلخیاش صد بار تضمین میکنم
S.M.T
طعم بارون
شاید "آرزوهای" از دست رفته ام را در گودالی بیابم... ای کاش نام آن گودال "قبر" نباشد!!! (خودم)
.:: طعم بارون ::.
مثل ِ مروارید می مونه اشکای تو روی گونه
طعم ِ بارون میده چشمات وقتی که دل نگرونه
دل نداره طاقت اون گریه های بی صداتو
شبح ِ رفتن و موندن شده کابوس تو نگاتو
نفسام تمومه وقتی که شروع میشه نگاهی
که پر از درد ِ هنوزم بدون جرم و گناهی
شب تلخیت رو به ماه ِ ، میزنه نور تو نگاهت
اشکای پاک و زلالت شده نوری تو چراغت
S.M.T
نظرات ()

