دربی يا جنگ گلادياتورها؟!

ساعت ۱۴:۳۰ دقيقه امروز دو تيم پرطرفدار ايران برای مصافی نفس گير و جنجالی و در عين حال ديدنی که ميليونها ايرانی در سراسر جهان منتظرش هستند آماده خواهندشد.

هر کس اين بازی رو جوری تعبير کرده:يکی ميگه يک فوتبال معمولی يا همان جمله تکراری که ميگن اين بازی هم مثل همه بازيها ۳ امتياز دارهنگاه ميکنه.يکی ميگه يک جنگ برای حفظ آبرو.ديگری ميگه يک سر کاری ميليونی و ...نظرات ديگه.

اما به نظر من اين بازی برای هر کسی يک تعبيری داره،برای يکی فقط فوتبال،برای يکی هيجان،برای عده ای سرگرمی،برای يک نفر نفرت و برای گروهی کاسبی و سوءاستفاده.

بله سوءاستفاده.برای بليط فروشان بازار سياه،برای کاسبهای کنار استاديوم و ...

اما برای کودکی که کنار استاديوم آدامس،سيگار،ساندويچ وپرچم ميفروشه يک روز کاری پردرآمد هست که در يک جمعه پر اضطراب با تلخی ها،فشارها و سختی های خاص خودش پديد آمده.

خلاصه هزاران اتفاق حاشيه ای می افته که آدم باورش نميشه که يک فوتبال محور اين همه اتفاق ريز و درشته.راستی اتوبوسهای واحد يادم رفت بگم که ديگه احتياج به توضيح نيست.

اما همه ی اين اتفاقات قراره بيفته برای يک نبرد ۹۰ دقيقه ای که ۲۲ مبارز خالق اون خواهند بود و مثل مبارزه ی گلادياتورها پايان خوشش برای يک تيم خواهد بود،امشب آسمان سرخ ميشود يا آبی؟شايدم سرخابی!

ميخوام يک شعری براتون نقل کنم برگرفته از فيلم مستند کدام استقلال؟ کدام پيروزی؟

اتل متل يه بازی،دوتا تيم و يه قاضی

تور و دوتا دروازه،يه زمیـــــــن قـــرازه

گلادياتوراش نو،بکهـــام توتی رونالدو

تماشاچی صدهزار،اونا دارا اين ندار

يواش تماشاچی ها،بياد صدای سارا

اتل متل يه دختر،يه دختر بی مادر

اسم گلش بهاره،روزيش توی سيگاره

گرفته فوق دیپلم،باز مياد استاديوم

مانتوی مد میپوشه،تا که سيگار بفروشه

يکی از اون دور دورا،داد ميزنه بچه ها

جمع کنيد سد معبر،رضا غلام و اکبر

اتل متل يه دختر،يه دختر بی ياور

دختر قصه ی ما،بی کس و کار و تنها

اينجا افتاد تو آفسايد،حرفم سند نميخواد

همه ی ما تو اوتيم،به جون هر چی يتيم

جون تو ای برادر،نزديک سوت داور

روز قضا نزديکه،قبر بدها تاريکه

بالا رفتيم ماست بود،پايين اومديم دوغ بود

استاديوم شلوغ بود،قصه ی ما دروغ بود؟!

 Mahdi

   + سید مهدی طباطبایی - ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٢